کردستان، حلقه فراموش‌شده امنیت لجستیکی ایران در عصر بی‌ثباتی ژئوپلیتیک

کردستان، حلقه فراموش‌شده امنیت لجستیکی ایران در عصر بی‌ثباتی ژئوپلیتیک

تحولات ژئوپلیتیکی سال‌های اخیر، به‌ویژه تشدید تنش‌های نظامی در غرب آسیا و افزایش احتمال اختلال در مسیرهای سنتی تجارت جهانی، بار دیگر اهمیت راهبردی مرزهای زمینی را در معادلات امنیت اقتصادی کشورها برجسته کرده است. جنگ‌های اخیر در منطقه، حملات به مسیرهای کشتیرانی، ناامنی در آبراه‌های بین‌المللی و امکان انسداد یا محدودسازی سریع مسیرهای دریایی، نشان داد که اتکای صرف به کریدورهای آبی، یک ریسک فزاینده برای اقتصاد ملی کشورها محسوب می‌شود. در چنین شرایطی، استان‌های مرزی غرب ایران، به‌ویژه استان کردستان، از یک «پیرامون جغرافیایی» به یک «دارایی ژئوپلیتیکی» تبدیل شده‌اند.

کردستان با برخورداری از مرز رسمی با اقلیم کردستان عراق، دسترسی به بازار چند ده میلیونی عراق و اتصال بالقوه به شبکه ترانزیتی سوریه و مدیترانه، امروز نه صرفاً یک استان مرزی، بلکه بخشی از زیرساخت تاب‌آوری اقتصادی و لجستیکی ایران محسوب می‌شود. با این حال، میان ظرفیت ژئوپلیتیکی استان و سطح واقعی زیرساخت‌های حمل‌ونقل آن، شکافی عمیق و نگران‌کننده وجود دارد؛ شکافی که استمرار آن می‌تواند در آینده، هزینه‌های ملی قابل توجهی به همراه داشته باشد.

بر اساس آمارهای رسمی، سهم حمل‌ونقل ریلی در کردستان عملاً نزدیک به صفر است. این استان همچنان فاقد شبکه ریلی متصل و کارآمد است؛ در حالی که بسیاری از استان‌های مرکزی کشور طی دهه‌های گذشته از مزیت توسعه خطوط ریلی بهره‌مند شده‌اند. پروژه راه‌آهن همدان ـ سنندج اگرچه پس از سال‌ها به بهره‌برداری رسید، اما همچنان فاقد امتداد مؤثر به مرزهای رسمی و کانون‌های تجاری استان است و عملاً نتوانسته نقش یک کریدور ترانزیتی واقعی را ایفا کند.

در حوزه حمل‌ونقل هوایی نیز وضعیت چندان متفاوت نیست. فرودگاه سنندج، به‌عنوان اصلی‌ترین زیرساخت هوایی استان، همچنان با محدودیت پرواز، ضعف ناوگان، تعداد اندک مسیرهای فعال و نبود زیرساخت‌های لجستیک هوایی مواجه است. این در حالی است که در بسیاری از اقتصادهای منطقه‌ای، فرودگاه‌ها به هاب‌های تجارت، صادرات سریع و پشتیبانی لجستیکی تبدیل شده‌اند. نبود پروازهای منظم و ضعف اتصال هوایی، عملاً هزینه مبادلات اقتصادی، سرمایه‌گذاری و توسعه تجارت را در استان افزایش داده است.

اما شاید مهم‌ترین چالش، وضعیت شبکه جاده‌ای استان باشد؛ شبکه‌ای که نه متناسب با ظرفیت ترانزیتی کردستان توسعه یافته و نه پاسخگوی استانداردهای لجستیک مدرن است. بخش قابل توجهی از محورهای مواصلاتی استان همچنان دوخطه، کوهستانی و فاقد ظرفیت حمل بار سنگین در مقیاس ملی هستند. محورهای منتهی به مرز باشماق مریوان و سیرانبند بانه، با وجود حجم بالای تردد تجاری، همچنان با گلوگاه‌های متعدد زیرساختی مواجه‌اند. این در حالی است که مرز باشماق در سال‌های اخیر یکی از فعال‌ترین مرزهای تجاری غرب کشور بوده و سهم مهمی در صادرات غیرنفتی ایران به عراق داشته است.

مسئله اما صرفاً توسعه یک استان محروم نیست؛ موضوع، بازتعریف مفهوم «مرکز و پیرامون» در سیاست‌گذاری ملی است. الگوی توسعه متمرکز در ایران طی دهه‌های گذشته عمدتاً مبتنی بر تمرکز سرمایه‌گذاری در استان‌های مرکزی و برخوردار بوده است؛ رویکردی که شاید در دوران ثبات ژئوپلیتیکی جهانی قابل دفاع به نظر می‌رسید، اما در شرایط جدید، ناکارآمدی آن بیش از گذشته آشکار شده است.

وقتی تهدید انسداد مسیرهای دریایی در خلیج فارس، دریای سرخ یا کانال‌های بین‌المللی به یک واقعیت قابل تصور تبدیل می‌شود، مرزهای زمینی غرب کشور دیگر صرفاً مناطق حاشیه‌ای نیستند؛ بلکه به خطوط پشتیبان امنیت اقتصادی و تجاری ایران تبدیل می‌شوند. تجربه بحران‌های اخیر نشان داد که در شرایط تنش، مسیرهای زمینی همچنان می‌توانند عملکرد لجستیکی خود را حفظ کنند و نقش جایگزین برای بخشی از تجارت منطقه‌ای ایفا نمایند.

از همین منظر، توسعه زیرساخت‌های حمل‌ونقل در کردستان باید از قالب «مطالبه استانی» خارج و به سطح «ضرورت راهبردی ملی» ارتقا پیدا کند. این توسعه نیازمند نوعی تبعیض مثبت در تخصیص منابع، سرمایه‌گذاری و اولویت‌بندی پروژه‌هاست؛ زیرا نقطه آغاز همه مناطق یکسان نبوده و استمرار توزیع برابر منابع در شرایط نابرابر، عملاً به بازتولید شکاف توسعه منجر می‌شود.

توسعه بزرگراه‌های ترانزیتی، اتصال مستقیم شبکه ریلی به مرزهای رسمی، ایجاد پایانه‌های لجستیکی مدرن، تقویت فرودگاه سنندج و طراحی هاب‌های ترکیبی حمل‌ونقل در غرب کشور، صرفاً پروژه‌های عمرانی نیستند؛ این‌ها اجزای معماری جدید امنیت اقتصادی ایران در عصر بی‌ثباتی ژئوپلیتیکی‌ منطقه اند.

امروز کردستان در نقطه‌ای ایستاده که می‌تواند از یک استان مرزی کم‌برخوردار، به یکی از گره‌های راهبردی تجارت و امنیت لجستیکی ایران تبدیل شود؛ اما تحقق این ظرفیت، نیازمند تغییر در نگاه توسعه‌ای کشور است. تجربه بحران‌های اخیر منطقه، از اختلال در مسیرهای دریایی گرفته تا افزایش ریسک در کریدورهای سنتی تجارت جهانی، نشان داد که مزیت ژئوپلیتیکی در قرن جدید صرفاً در سواحل و بنادر خلاصه نمی‌شود. کشورهایی موفق‌تر خواهند بود که شبکه‌ای متوازن از مسیرهای زمینی، ریلی، هوایی و دریایی برای حفظ تاب‌آوری اقتصادی خود ایجاد کرده باشند.

در چنین شرایطی، توسعه زیرساخت‌های حمل‌ونقل در غرب کشور دیگر یک مطالبه محلی یا پروژه عمرانی صرف نیست؛ بلکه بخشی از راهبرد امنیت اقتصادی و پدافند غیرعامل ملی محسوب می‌شود. مرزهای زمینی کردستان در سال‌های بحران ثابت کرده‌اند که حتی در شرایط بی‌ثباتی منطقه‌ای نیز قابلیت حفظ جریان تجارت و تبادل کالا را دارند، اما استمرار این نقش بدون سرمایه‌گذاری هدفمند در بزرگراه‌ها، خطوط ریلی، پایانه‌های لجستیکی و زیرساخت‌های هوایی ممکن نخواهد بود.

اگر سیاست‌گذاری توسعه در ایران همچنان بر الگوی تمرکزگرای گذشته باقی بماند، کشور بخشی از ظرفیت راهبردی خود برای مواجهه با بحران‌های آینده را از دست خواهد داد. آینده امنیت اقتصادی ایران، تنها در آب‌های جنوب تعریف نمی‌شود؛ بخشی تعیین‌کننده از این آینده، از مرزهای زمینی غرب، از کردستان، و از جاده‌ها و ریل‌هایی عبور می‌کند که سال‌هاست کمتر از اهمیت واقعی خود دیده شده‌اند.

کاوه زارعی

لینک کوتاه خبر:

https://eghtesad-kalan.com/?p=30952

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.

پربحث ترین ها

تصویر روز:

پیشنهادی: