بهروز وفایی ، اقتصاد کلان ،،هزینه کرد سفر استانی معاون رییس جمهور در جهت منافع گروهی
فرصت سوزی به روش همیشگی کردستانی ها!
هدف این نوشتار نه جانبداری از فردی خاص است و نه هجمه به گروهی. آنچه پیش رو دارید، دعوتی صمیمانه است به تأمل، واکاوی و بازنگری در رویکردهای جاری. گاه برای گشودن گرههای مسیر و گام نهادن در جادهای هموارتر، نیازمندیم با نگاهی نقادانه به اندرون خود بنگریم و پرده از نقاط ضعف برگیریم.
شواهد حاکی از آن است که مطالبات مطرح شده از معاون محترم رئیسجمهور در امور توسعه روستایی و مناطق محروم، گاه از حوزه اختیارات و وظایف ایشان فراتر میرود. آیا منطقی است از مقام مسئولی که نه رئیسجمهور است، نه معاون اول، نه وزیر کشور و حتی نه معاون سیاسی وزیر کشور، انتظار تصمیمگیری درباره عزل یک استاندار را داشت؟ هر مقام مسئولی در چارچوب اختیارات قانونی خود عمل میکند و غفلت از این اصل، انتظاراتی واهی و بیثمر را رقم میزند.
این شتابزدگی و پافشاری بر خواستههای نامربوط، از کجا سرچشمه میگیرد؟ اگر ارتباطی سازنده و هماندیشی واقعی با بزرگان و صاحبنظران برقرار است، چرا به جای تمرکز بر انتظارات بیجا، چهار یا پنج طرح بنیادین و کارشناسیشده در حوزه توسعه روستایی و محرومیتزدایی به ایشان ارائه نمیشود؟ باور بفرمایید، این حجم از توقعات بیمورد و خارج از حیطه اختیار، نه تنها راهگشا نیست، که فرسایشزا و ناامیدکننده است. تغییر حقیقی، در گرو دغدغه بهبود و تغییرات ریشهای است، نه دنبال کردن تحولاتی شتابزده و بدون پشتوانه فکری عمیق.
سؤالی که در این میان ذهن را به خود مشغول میدارد، این است که آیا آن دسته از افرادی که خود در مناصب مدیریتی قرار دارند، واقعاً با عزل استاندار مخالفند، یا اینکه خود پشت پرده این مطالبات ایستادهاند و از طریق معاون امور روستایی، این خواستهها را پیگیری میکنند؟ آیا سفر اخیر ایشان ماهیتی سیاسی داشت یا اقتصادی؟ در جلسات برگزار شده، آیا سخنی از توسعه پایدار مناطق روستایی و محرومیتزدایی به میان آمد، یا اینکه کانون تمرکز بر مسائل حاشیهای و کماهمیتتر بود؟
در پایان باید پرسید که آیا هزینه کرد سفر استانی معاون رییس جمهور به کردستان در جهت مقاصد گروهی پشت کردن به «فرصتهای نیمه جان» در مسیر توسعه استان نیست؟!
