«ژاوه»؛ دیواره بیمصرف
سد «ژاوه» که اکنون به بیماری علاجناپذیر ورود «فاضلاب سنندج» دچار است، سالهاست ریتم خبری یک نواخت و تقریباً مشخصی دنبال میکند. از جمله آخرین خبر اینکه «جلسه بررسی مشکلات فنی سد ژاوه» دیروز در سنندج برگزار شده است.
صورتبندی مسئله روشن است و نیاز نیست هر روز این «دق دل» مردم منطقه گشوده شود. آشکار است کارشناسان و مسئولان بی تعهد و مسئولیت ناپذیر وقت با صرف هزاران میلیاردتومان از ثروت ملت، دیوارهای بیمصرف ساختهاند که عقلای قوم هرگز نمیتوانند به این زودیها عقلشان به جایی قد دهد آبی پشت آن گیر دهند و از بوی آزار دهنده و متعفن آن مردم منطقه بتوانند زیست کنند.
اکنون ١٧ سال از آن زمان که خواستند این دیوارهی نحس به پا کنند، میگذرد. اینجا محل تلاقی دو سرشاخه قشلاق و گاورود و آغاز سیروان است در ۴٠ کیلومتری سنندج در «چم سو». قرار برآن بوده که این سد آنقدر آب جمع کند که ١٨٩ میلیون متر مکعب آب کشاورزی ٢٠هزار هکتار از دشتهای قروه و دهگلان را از طریق شش ایستگاه پمپاژ و خط انتقالی به طول، ۳۶/۲ کیلومتر خط انتقال شامل ٣٢ کیلومتر خط لوله فلزی و ۴/۲ کیلومتر تونل با حداکثر دبی هشت مترمکعب در ثانیه تامین کند.
آب دهگلان و قروه پیشکش، اکنون همه در اندیشه اند که چه کنند تا مردم منطقه از عواقب جمعشدن فاضلاب سنندج و ٨٣ روستای پیرامونی رهایی یابند. شاید بهترین راه همین پیشنهاد فرماندار سنندج است که آبگیری سد ژاوه بدون در نظر گرفتن پیوست زیستمحیطی و رعایت الزامات، تبعات منفی جدی برای محیطزیست منطقه دارد و تا زمان دریافت تاییدیههای لازم، هیچگونه آبگیری انجام نشود. چه اینکه به گفته «غریب سجادی»، تا زمانی که تمام مخاطرات فنی، بهداشتی و زیستمحیطی رفع نشود، بهرهبرداری از سد قابل توجیه نیست.
این پیوست زیستمحیطی ادعایی از زمان مطالعات سد و در زمان عملیات ساخت و اکنون سالها در زمان بلااستفاده بودن آن به هیچ نتیجهای نرسیده، آیا عمر نسل بعد، بقا میکند و طرحی نو در انداخته میشود که آنچه در کاسه سد جمع شود آب گوارایی باشد که دشت تفتیده لیلاخ را سیراب کند؛ یا آیندگان هم همچون نسل ما مستأصل عقل کارشناسانی خواهند بود که دیواره بر خروجی پساب یک شهر میبندند.
درمطالعات پیشین گفته شده، پساب و فاضلاب ریخته شده به ژاوه رود دارای ترکیبات نیترات و فسفر بوده و در کف دریاچه این سد رسوب میکنند و بعد از لایهبندی حرارتی دریاچه، در لایههای پایین بهصورت بیهوازی تجزیه میشوند و گاز متان و سولفید هیدروژن تولید میکنند که باعث ایجاد بوی نامطبوع بر روی دریاچه سد میشود.
بالاخره، آیا میتوان سد ژاوه آبگیری کرد؟ این پرسشِ کلیدیِ این سالهای مردم کردستان و دهگلان و قروه است. به نظر میآید ساماندهی فاضلاب ٨٣ روستا و شهر سنندج و جلوگیری از ورود پساب آنها به مخزن سد، امری محال و ناممکن مینماید.چون، هم اراده و هم منابع و هم پشتوانه ندارد و مردم لیلاخ باید جایی دیگر سد ببندند.
اکنون که دولت با تورم کمرشکن برای تامین پرداختی کارکنان اسکناس چاپ میکند و اعتبارات عمرانی برای او اولویتی ندارد، هر سخنی از حل مسئله ژاوه چون این همه سال، وعده سر خرمن است. از این رو، میتوان گفت، ژاوه فعلاً و تا بعد، دیوارهای بیمصرف بیش نیست.
