کردستان، سرزمینی سرشار از ظرفیتهای طبیعی، تاریخی و انسانی است، اما این استان همچنان درگیر مشکلاتی است که مانع تحقق توسعه واقعی شدهاند. اگر چه همواره ضعف توجه در قالب بودجه و محدودیت اعتبارات به عنوان عامل اصلی محرومیت استان مطرح شده، اما واقعیت تلختر این است که ضعف چشمگیر مدیریت به ویژه در سطوح میانی و فضای بازیهای کودکانه قدرت در ادارات استان، کمتر از ضعف بودجه در وضعیت استان نبوده اند.
مدیران کوتوله ای که به جای مدیریت شایسته و تخصصی، با تصمیمات کوته بینانه همچون بختک بر پیکره توسعه کردستان افتاده اند. برخی ادرات کردستان آنچنان درگیر مشکلات هوش و ضعف شناختی مدیران میانی هستند که بیراه نیست اگر احتمال تعمدی بودن تجمع این تعداد از نخبه در یک ساختمان مطرح گردد!
مدیران میانی ضعیف به اقتضای شرایط، معمولا به جای تمرکز بر خدمت و توسعه، درگیر بازیهای کودکانه قدرت نداشته هستند. کشمکشهای قدرت و تلاش برای حفظ موقعیت و جایگاه به جای تمرکز بر حل مسایل کلان حوزه کاری می نشیند، این مهم باعث شده بسیاری پروژههای مهم استانی معطل بماند یا به طور ناکارآمد اجرا شود. عدم درک درست از ابعاد یک پروژه و فقدان امکان تحلیلی مالی طرح ها موجب شده تا با تفکر فقر و محرومیت به اعداد و ارقام نگاه کرده نتوانند نقش خود را در توسعه ایفا کنند.
از طرفی فقدان سیستمهای حرفهای برای شناسایی، آموزش و معرفی مدیران میانی باعث شده افرادی کمتجربه و گاهی بدون شایستگی صرفا بر اساس روابط به پستهای حساس برسند. این موضوع به ضعف کلی در ساختار مدیریت استان منجر شده است.
طبق گزارش سازمان مدیریت و برنامهریزی کردستان (سال ۱۴۰۴)، بیش از ۹۰ پروژه نیمهتمام در استان وجود دارد که سالهاست تکمیل نشدهاند. چنین شرایطی معمولا به فقدان اعتبارات ارتباط داده می شود اما بخش قابل توجهی از آشفتگی ضعف مدیران میانی و عدم توان در شناخت ابعاد طرح ها و توجیه آن برای مدیران بالا دستی است.
بر اساس ارزیابی وزارت کشور (سال ۱۴۰۳)، کردستان در رتبه ۲۱ از ۳۱ استان کشوردر تعامل دولت و بخش خصوصی قرار دارد؛ این یعنی تعامل ضعیف و پایین با بخش خصوصی که یکی از مولفههای اصلی توسعه اقتصادی است مستقیما نتیجه نگاه محقر و عدم وجود گفتمان مشترک مدیران با بخش خصوصی است.
پیامدهای مخرب مدیریت ضعیف میانی در کردستان
• تعویق یا لغو پروژههای عمرانی و زیربنایی
• کاهش اعتماد سرمایهگذاران و بخش خصوصی
• افزایش نارضایتی عمومی و بیاعتمادی به نهادهای دولتی
• تشدید محرومیت و عقبماندگی اقتصادی
• هدررفت منابع مالی و انسانی
ایجاد ساختاری مبتنی بر شایستهسالاری و تخصص برای انتخاب مدیران میانی می تواند راهگشا باشد. این نظام باید قبل از آزمونهای تخصصی شامل تست شخصیت و سلامت روال و نیز آموزشهای مستمر مدیریتی باشد تا مدیران توانمند و کارآمد بهجای وابستگان جناحی بر سر کار بیایند. استقرار سامانههای شفافیت و گزارشدهی مستمر در تمامی پروژهها و فعالیتهای ادارات میتواند فساد و بازیهای قدرت را کاهش دهد. مدیران باید به مردم و نهادهای نظارتی پاسخگو باشند. با فراهم کردن بسترهای قانونی و تسهیلگریهای اداری، مشارکت بخش خصوصی در پروژههای توسعهای کردستان افزایش خواهد یافت و مدیران میانی باید نقش تسهیلکننده این فرآیند را به جای مانع بازی کنند.
از طرفی باید فرهنگ سازمانی در ادارات اصلاح شود و مدیران به جای نوچه گرایی، منافع عمومی و توسعه استان را در اولویت قرار دهند. البته ایجاد نهادهای میانجی و نظارتی مستقل میتواند به کاهش این کشمکشها کمک کند.
و در پایان اگر کردستان میخواهد از چرخه معیوب محرومیت خارج شود، باید بختک کوتولهها در مدیریت میانی را از روی دوش خود بردارد. مدیران ناتوان و بازیهای کودکانه قدرت، بزرگترین سد توسعه در استان هستند. تقویت نظام کادرسازی، گزینش شایسته مدیران و پایان دادن به فضا باندی در ادارات، نه تنها کلید توسعه کردستان بلکه تضمینی برای بهرهبرداری بهینه از هر ریال اعتبارات است.
