×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

اخبار ویژه

امروز : سه شنبه, ۱۶ آذر , ۱۴۰۰  .::.   برابر با : Tuesday, 7 December , 2021
کارنامه ۱۰۰ روزه رییسی در کردستان

بیرون آمدن دولت اصول گرا از صندوق کردستانی ها به یک اعتبار پاسخی به عملکرد نا امید کننده دولت تدبیر و امید در کردستان بود و از طرفی به دلیل اعتمادی کم نظیر به شعار های دولت سیزدهم در موضوعاتی همچون “تمرکز زدایی، توجه به ظرفیت های منطقه ای، محرومیت زدایی و ضرورت احیای حقوق اقلیت ها” بود.

کردستانی ها در حالی به پیروزی دولت آیت الله رییسی خوش بین بودند که انتظار اولویت در توجه به کردستان پیش از انتخابات متناسب با شعار های دولت مردمی شکل گرفته بود و یاران رییسی در استان نوید و وعده آن را به مردم داده بودند.

در روز های اول میزان خوش بینی طرفداران رییسی در کردستان در حدی بود که ” موضوع انتصاب استاندار ویژه برای کردستان با قطعیت مطرح شد” و این بزرگواران خوش بینانه به دنبال یک چهره ملی برای سکانداری این استان بودند، رفته رفته با گذشت زمان و عدم توجه دولت جدید به کردستان، این توقع به انتخاب یک استاندار بومی و اولویت سفر رییس جمهور به کردستان تقلیل یافت. یک بار نماینده محترم مردم در مجلس شورای اسلامی و بار دیگر نماینده محترم ولی فقیه در کردستان از سفر قریب الوقوع آیت الله رییسی به کردستان خبر دادند و در این ۱۰۰ روز کردستانی ها چشم به راه ماندند.

در موضوع تعیین استاندار اما وضعیت بهتر از اولویت در سفر رییس جمهور نبود، کردستان رتبه خود را در توجه دولت ها، در دولت آیت الله رییسی هم حفظ کرد و این استان که مقرر بود به صورت ویژه مورد توجه باشد، در قعر جدول تعیین استانداران قرار گرفت. تاخیر در انتخاب استاندار و عدم جلب نظر حامیان آیت الله رییسی در استان – که امیدوارانه در قالب “شورای معتمدین و خیرخواهان” اعلام نظر نمود- از حلاوت انتخاب یک جوان بومی برای تصدی استانداری کردستان کاست و به نوعی نشان از بی تدبیری تیم انتصابات دولت سیزدهم در شناخت موقعیت کردستان داشت.

در این میان اما آنچه ستودنی است “خوش بینی مدافعان دولت سیزدهم در کردستان” است. خوش بینی که گویا به صورت یک اصل غیر قابل تغییر در کنار “طبیعی بودن عدم توجه دولت سیزدهم به کردستان” پذیرفته شده است و علی رغم حضور منتقدین متعدد در میان این بزرگواران، کمترین انتقاد و صدایی در موضوع عدم تحقق وعده دولت در توجه به کردستان شنیده نمی شود. فضای بیانیه های سراسر تعریف و تعارف، مطالبه گری در این حوزه را بسیار سنگین و پر هزینه کرده است و عیب گویی از گوشه چشمی همچون “توهین و تشویش” مورد ملامت قرار می گیرد.

قطعا ۱۰۰ روز فرصتی کافی برای سنجش عملکرد یک دولت چهار ساله نیست اما باید پرسید که اگر دولت مردمی با همین نگاه و اولویت به این استان بنگرد، کردستان منکوب شده در قعر جدول های توسعه کشور، در پایان دوره دولت سیزدهم در کجا قرار خواهد داشت؟

فارغ از هزار درد مزمن استان کردستان حاصل از بی توجهی ها و بد مدیریتی های سالهای پیشین در این استان، عدم تحقق وعده های دولت سیزدهم و تداوم این بی توجهی می تواند علوه ر تداوم وضعیت اسفناک استان، “سرمایه اعتماد عمومی به این دولت” را هدف گرفته و یک فرصت مغتنم مهیا شده را به باد بدهد.